مهاجرت و تربیت فرزند دوزبانه – بخش دوم

Foto: Niloofar Keshtiari

چالش ها و راهکارها

این نوشتار شرح مختصری است بر پدیده ی “یادگیری زبان بیگانه” در خانواده هایی که با فرزندان خردسال خود به سرزمینی جدید مهاجرت کرده اند و یا پس از مهاجرت صاحب فرزند شده اند. در بخش نخست این مقاله در شماره ٤ مجله دروازه فرهنگ شرح دادیم که “یادگیری زبان بیگانه” برای همه مهاجران مسیری پر پیچ خم است و اشاره کردیم که تنها راه طی کردن این مسیر با موفقیت، آگاهی از شیوه های صحیح و بکارگیری تکنیک های مناسب است. سپس به این نکته پرداختیم که “دوزبانگی” که به معنی دانستن و استفاده از دو زبان متفاوت است، به دو دسته “طبیعی” و “آموزشی” تقسیم بندی می شود. در انتها دوزبانگی طبیعی را شرح دادیم و از تکنیک ها و راه کارهایی صحبت کردیم که ما را در مسیر تربیت فرزند دوزبانه به شیوه “طبیعی” یاری می کند. اکنون در این بخش از مقاله ابتدا به عوامل بازدارنده در تربیت فرزند دوزبانه به شیوه “طبیعی” می پردازیم. سپس به سراغ دسته دوم دوزبانگی، که همان دوزبانگی آموزشی است می رویم.

عوامل بازدارنده در دوزبانگی طبیعی

از مهمترین عواملی که در این دوره مانع رشد صحیح زبانی کودک می شود می توان به چند مورد زیر اشاره کرد:
پدر و مادری که هر دو زبان مادری یکسانی دارند “برای مثال هر دو فارسی زبان هستند”، در یک موقعیت ثابت و در یک زمان، گاهی به زبان فارسی و گاهی به زبانی دیگر “فرضا آلمانی” با کودک خود صحبت کنند. یعنی فرضا دو جمله به فارسی بگویند و یک جمله به آلمانی و دو باره به فارسی صحبت کنند.
بدتر از آن وقتی است که پدر و مادر خودشان به زبان دوم تسلط نداشته باشند و با زبان دوم (برای مثال به زبان آلمانی) به صورت دست و پا شکسته (همراه با اشتباه) با کودک خود صحبت کنند. مثلا به کودکشان بگویند: واس مآخن دوو ماینه شاتس؟ (به جای اینکه بگویند: عزیزم چه کار داری میکنی؟).
همچنین اگر پدر و مادر به یک زبان مشخص صحبت کنند ولی در میانه کار از چند لغت متعلق به یک زبان دیگر استفاده کنند. فرضا در یک جمله فارسی از چند کلمه آلمانی استفاده کنند. مثلا بگویند: پسرم اون بیبی رو ببین اونجا وایساده. ببین چقدر زوسه! (به جای اینکه بگویند، پسرم اون نی نی رو ببین اونجا وایساده، ببین چقدر نازه!). متاسفانه این شیوه صحبت کردن که اثرمنفی زیادی هم بر توانایی های زبانی کودک دارد، در میان بسیاری از پدر و مادرهای مهاجر رایج است.


لازم است به این نکته توجه کنیم که کودکانی که از بدو تولد در معرض دو زبان قرار می گیرند، کمی دیرتر از آن چه که معمول است صحبت کردن را آغاز می کنند. این تاخیر کاملا طبیعی است و هیچ جای نگرانی نیست. در این زمینه بازخوردهای منفی اطرافیان (نظراتی از قبیل: بچه تو هنوز به حرف نیومده؟) را نادیده بگیرید و ثابت قدم در مسیر هدفتان پیش بروید. ولی فراموش نکنید که که تکرار سه عامل بازدارنده ای که در بالا از آنها نام بردیم، سبب تاخیر زبانی غیر معمول و مشکلات جدی در رشد زبانی کودک می شود. اکنون لازم است به یک باور نادرست در مورد دوزبانگی طبیعی اشاره کنیم: برخی ها تصور می کنند قراردادن کودک را بطور همزمان در معرض دو زبان، سبب تاخیر در رشد توانایی های زبانی کودک می شود. بر اساس تحقیقات متخصصان در دانشگاه های متفاوت، این باور که کاملا اشتباه است، از سطحی نگری به پدیده فراگیری زبان نشات می گیرد. در واقع اگر تاخیری جدی در رشد زبانی کودکی که از بدو تولد در معرض دوزبان قرار گرفته ایجاد شود، ناشی از بکار نبستن صحیح و دقیقِ تکنیک های مفید و تکرار اشتباه هایی است که به عنوان عوامل بازدارنده از آن یاد می شود.

شیوه دوم: دوزبانگی آموزشی (پی در پی)

دوزبانگی آموزشی یا پی در پی هنگامی اتفاق می افتد که کودکی که زبان مادری اش را به خوبی فراگرفته، برای یادگیری زبان دوم آموزش ببیند. از مهمترین تفاوتهای این شیوه با دوزبانگی طبیعی می توان به این نکته اشاره کرد که در دوزبانگی طبیعی، نوزاد/کودک را به طور مستقیم آموزش نمی دهیم، بلکه او را در معرض زبان دوم قرار می دهیم. ولی در شیوه دوم که همان دوزبانگی آموزشی است، می بایست زبان دوم را به کودک آموزش داد.

راهکارهای مفید

بهترین زمان برای شروع آموزش سن سه تا چهار سالگی است. زیرا تا حوالی چهار سالگی اکثر کودکان زبان مادری خود را به خوبی فرا می گیرند (تقریبا تمام آنچه را که به زبان مادری شان می شنوند، می فهمند) و از نظر ذهنی کاملا آماده یادگیری زبان جدید هستند.
بهترین گزینه این است که کودک ما زبان دوم، برای مثال آلمانی، را زیر نظر یک معلم باتجربه ی آلمانی زبان یاد بگیرد. در این مسیر کمک گرفتن از افرادی که زبان مادریشان زبان دوم مورد نظر ما (در این مثال آلمانی) نیست، به دوزبانه شدن کودک چندان کمکی نمی کند.
تحقیقات نشان داده است، اگر چند معلم “متفاوت” زبان دوم را به کودک آموزش بدهند و یا کودک با افراد متفاوتی که زبان مادریشان، زبان دوم مورد نظر ماست ارتباط کلامی داشته باشد، توانایی های زبانیش در زمینه زبان دوم در مدت کوتاهتری پرورش پیدا می کند.
فرستادن کودک به کودکستانی که در آنجا تنها به زبان دوم (در این مثال زبان آلمانی) صحبت می کنند، نقش بسزایی دارد در درک کودک مبنی بر ضرورت یادگیری زبان دوم. درک این ضرورت توسط خود کودک و نیز نیاز به برقرای ارتباط با دیگر کودکان و مربی های کودکستان سبب پیشرفت توانایی های زبانی کودک می شود.
ترکیب کردن آموزش زبان دوم با فعالیت های هنری (نقاشی، موسیقی، رقص و …)، ورزشی و نیز بازی، تاثیر مثبت بسیاری بر کیفیت یادگیری زبان دوم دارد، چرا که سبب میشود هر دو نیمکره مغز کودک به هنگام یادگیری زبان فعال شوند.
داشتن همبازی هایی که زبان مادریشان زبان دوم مورد نظر ماست، تماشای کارتون (به زبان دوم) و گوش دادن به داستان های صوتی در خانه، می تواند مکمل خوبی برای آموزش زبان دوم باشد.

نوشته شده توسط
نوشته های بیشتر از نیلوفر کشتیاری