خدا و دنیا!

‫‪Foto:‬‬ ‫‪Diana‬‬ ‫‪Juneck
‫‪Foto:‬‬ ‫‪Diana‬‬ ‫‪Juneck

اگر بخواهم خدایی را متصور شوم و کمی هم زبانی این خدا را توضیح بدهم، باید بگویم که خدای من در عین شخصی بودن، مثل خدای خیلیها کاملاً جهانی و همگانی است از خیلی جهات این خدای من با خدایگان دیگر تشابه دارد.
اما در عین حال این خدای من یک سری تفاوتهایی هم دارد. مثلاً برای بهرهمندی از الطافش، حتی از نوع وی ای پی، نیاز مبرم به اعتقاد و اعتراف به وجودش، یا حتی علم به وجود و حضورش نیست زیرا خدای من کلاً بین موجودات هستی تبعیض قائل نمیشود و دایماً تبصره و استثناء ندارد.
خدای من قوانینش در نهایت تکامل و بی عیب و نقص هستند و برای تمامی حالات ممکن برنامه‌ریزی شدهاند. در قوانین خدای من همه چیز در نظر گرفته شده؛ حتی خواست قلبی موجودات با ادیان مختلف! هیچ چیز از قلم نیفتاده و به آینده یا جهان دیگر موکول نشده است. اجر و تنبیهاش تناسب کامل و منطقی با اعمال اشخاص دارد و مستقل از اعتقادات افراد عمل میکند.
انسان‌ها از دیدگاه او گناهکار، بد یا به هر شکلی زشت و منفور نیستند. نه بخشیده شدهاند، نه از اشتباهات و کردار بدشان بخاطر اعتقاداتشان صرفنظر میشود. در نهایت خدای من منتی سر بندگانش نمیگذارد؛ حتی بخاطر آفرینش. همینطور انسانها را از آینده، از نابود شدن یا عذاب ابدی نمیترساند. چرا که او هیچ وقت کسی را نیافرید، خلق نکرد و به این دنیا نیاورد. کسی را هم از چرخه هستی حذف نکرده و نخواهد کرد. خدای من کلاً با قوانین فیزیک و مابقی علوم مشکلی ندارد. با دانشمندان نیز مشکلی ندارد؛ حتی با ان دانشمندانی که به اشتباه نظریه‌ای بدهند یا ساز مخالف بزنند.
در نزد خدایی که من آنرا تصور می کنم هیچ تضمین خارج از قانون جهت حمایت از شخصی یا گروهی وجود ندارد ولو اینکه این شخص یا گروه از بهترینها باشد. او اجبار خاصی برای فهماندن خودش به دیگران ندارد و هرکس میتواند به اندازه همان فهمی که در این هستی به ارث برده او را بشناسد و از او لذت ببرد.
پروردگار من ترسی از علم ندارد و به همین منظور تبلیغی هم برای جهالت نمیکند. در نزد او، آنکه بیشتر بفهمد درد بیشتری نمیکشد و نادان نیز خوشبختتر تلقی نمیشود. پاداش اندیشیدن و فهم حاصل کردن، آرامش درونی و رضایت است.
قوانین او به گونه‌ای در تار و پود هستی وجود دارند که نافرمانی یا فرمانبرداری از او معنایی ندارد. چه بسا تمامی هستی به بهترین شکل ممکن در جهت تعیین شده خود حرکت میکنند. جهان او ایده‌آل است و نیازی به صدور فرمان کشتار، اصلاحات یا بهبود نژادی یا گونه‌ای ندارد. فرستاده رسمی و محضری با کتاب و مدرک تأیید شده جهت هدایت انسان‌ها ندارد بلکه هر جزیی از هستی او سمبول و معرف سایر اجزایش در هر ابعادی است. هیچ عاقل و جاهلی در جهت اثبات او تلاش نمیکند چرا که او خود وجود محض است و از خود خارج نیست.
هرچند با چنین دیدگاه ساده‌ و بدون رمز و راز آلود کردنش وسیله مناسبی برای حکومت بر فکر و جان انسان‌ها نیست، ولی من کاملاً با این خدایم احساس راحتی میکنم و کوچکترین حس سرگشتگی ندارم.
در پایان دوست دارم به چند نکته بنیادین اشاره کنم که معمولاً مایه سوء تفاهم میشوند.
اول اینکه عدم اعتقاد به خدا به معنی بی اعتقادی به همه چیز و بی قید و بندی محض نیست. در عین حال توجه داشته باشید که بر اساس هر دینی خدا معنا و تعریف خاصی دارد که شما به عنوان پیرو آن دین نمیتوانید از آن تختی کنید. مثلاً نگوید که خدا همان چیز خوبی است که تو فکر می کنی و آن چیز خوب همان خداست! آن وقت دیگر نمی توانید اسم خود را به عنوان نمونه مسلمان یا مسیحی بگذارید.
دوم اینکه انسانیت و اصول اخلاقی تکیه ای بر مذهب یا وجود خدا ندارند. هرچند به طریقی در اغلب ادیان بر اینگونه موارد تأکید شده و گاهی اوقات از ارکان برخی ادیان قلمداد میشوند.
و در نهایت اینکه درگیر اعتقادات مذهبی خرافات و یا هرگونه سیستم فکری غیر قابل قبولی نیستم. این دلیلی بر بیتفاوتی و نادیده گرفتن آن‌ها نیست. بویژه آنگاه که قضیه بعد اجتماعی و تربیتی تأثیرگذار و سرنوشت سازی در بر دارد. آری تفاوت بزرگیست میان کسی که راهی را بر نگزیده و کسی که راهش را از میان راه‌ها یافته است. ماقبل و ما بعد هر مسیری سکون است اما
.این دو نقطه یکسان نیستند

Dieser Beitrag ist auch verfügbar auf: Deutsch (German)

نوشته شده توسط
نوشته های بیشتر از موعود غفارخانی

!ظاهر آزاد؛ باطن بسته به زنجیر

  کنجکاو بودم و خیلی دلم می خواست بدانم واقعیت با چیزهایی...
Read More