زنان و نابرابری حقوقی!

Foto: Tina Frank

تقریباً می‌توانم بگویم از زمان کودکی متوجه تفاوت حقوق زن و مرد در دنیای دور و برم شده‌ام؛ زیرا از همان ابتدا پدرم همیشه دوست داشت که من پسر می بودم و همین باعث شد تا بیشتر این تفاوت‌ها را درک کنم. البته برای برابری این حقوق در مرحله اول در خانواده خودم تاکنون بسیار جنگیدم اما نتیجه کمی بدست آوردم.
اما چرا اصلاً بگوییم حقوق زنان؟ چرا نگوییم حقوق بشر؟ مگر نه اینکه زنان‌ نیز نیم پیکر جامعه بشری و پایه و ستون بشریت هستند. پس چرا هیچگاه نتوانسته‌اند حقوق خود را آنطور که باید و شاید دریافت کنند؟ چرا در بعضی جوامع هنوز زن هیچ حق و حقوقی ندارد؟
در گذشته سنت و فرهنگ و دین باعث شده بود تا زنان از بسیاری از حقوق‌ اساسی‌شان محروم گردند. در طی دوره‌های سیاسی و تاریخی مختلف، زنان شاهد تحولات زیادی در میزان دسترسی به حقوق‌شان بوده‌اند. با نگاهی به تاریخچه حیات بشر، مظلومیت زنان در دوره‌های مختلف و در جوامع مختلف به خوبی قابل مشاهده است. زنده به گور کردن دختران و زنان در گذشته‌ و ظلم و زور و جبری که امروزه بر زنان در بسیاری جوامع حاکم است، نمونه‌هایی از ستم تاریخی بر زنان در جوامع سنتی و مذهبی بوده است.
در واقع بی سوادی و پیروی از سنت‌ها و خرافه پرستی ناشی از جهل، موجب مرد سالاری در خانواده و اجتماع گردیده و همین باعث شده تا زنان حتی از حقوق اولیه انسانی خود محروم گردند. پایین بودن سطع دانش و آگاهی زنان، فقر و تبعیض جنسیتی، زنان را با مشکلاتی چون ازدواج اجباری قبل از وقت با مردان بزرگسال مواجه ساخته است که خود دلیلی بر به میان آمدن شرایط نامطلوب اجتماعی و رفاهی برای بانوان گردیده است.

عکس: تینا فرانک

این زنان به اجبار بچه‌دار می‌شوند و به همین دلیل از سواد و کار در جامعه بی‌بهره می‌مانند و کاملاً از هر لحاظ به شوهر خود وابسته می‌باشند. در واقع در این جوامع زنان به مثابه خدمتکاران مردان محسوب می‌گردند که ابتدا به عنوان دختر در خانواده و سپس به عنوان همسر و مادر.
گرچه در بعضی کشورهای جهان سوم اوضاع رو به بهبود است و زنان تا حدودی به حق تحصیل و اشتغال دست یافته‌اند اما این به معنی برابری کامل حقوق زن و مرد نیست. زنان هنوز هم در بسیاری از مشاغل نمی‌توانند کار کنند.
در عین حال زنانی که در خارج از خانه کار می‌کنند، حق خرج کردن حقوق خود را ندارند. در واقع در این جوامع زنان دوبله کار می‌کنند. زنان شاغل در کنار اینکه در بیرون کار می‌کنند، مسئولیت نگهداری از فرزندان و کارهای خانه را نیز به عهده دارند ولی در عین حال حقوقی کمتر از مردان دریافت می‌نمایند. زنان در بسیاری از موارد چون ارث‌ و دیه نصف حقوق مردان را دارند. در این جوامع زنان حتی حق طلاق ندارند. یعنی اگر در بدترین شرایط مورد انواع خشونت و شکنجه هم قرار بگیرند، نمی‌توانند به کسی یا جایی شکایت کنند. اگر زنی به حسب شانس بتواند خودش را از زندگی پر آشوبش رها کند، از ترس آبروی خانواده حق زندگی کردن ندارد ، مدام مورد طعنه خانواده و اطرافیانش قرار می‌گیرد.در این جوامع هنوز فاصله زیادی میان جایگاه اجتماعی و حقوقی زن و مرد وجود دارد. به زنان بسیار کمتر از مردان بها داده می‌شود.
به راستی در چنین جوامعی که جامعه و قانون به زن حق تصمیم گیری برای زندگی نمی‌دهند و از طرفی از خانواده هم طرد می‌شود، زن باید به کجا پناه ببرد و از چه کسی و از چه مرجعی حقوق اولیه خود را طلب کند؟
زنان جهان اکنون نیاز به یک اجماع و همبستگی جهانی دارند تا بتوانند در تمام جهان برای دست یافتن به حقوق برابر مبارزه کنند و از طریق این همبستگی جهانی، زنان در کشورهای پیشرفته با به کارگرفتن تمامی ابزار قانونی و حقوقی موجود، برای دست یافتن زنان به حقوق‌شان در جوامع عقب مانده تلاش و مبارزه کنند.

نوشته شده توسط
نوشته های بیشتر از خاطره رحمانی

تعیین مسیر برای آینده درخشان

از وقتی که به آلمان پا گذاشته‌ام، در میان تمام دلتنگی‌هایم به...
Read More