در جستجوی هویت گم شده

 

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم / از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم

رهرو منزل عشقیم ز سر حد عدم / تا به اقلیم وجود این همه راه آمده ایم

“حافظ”


مهاجرت پدیده ای است که به هر شکل و طریقی پیامدهای خاص خود را برای مهاجر به همراه دارد و خاطرات آن تا ابد در ذهن انسان باقی می‌ماند. هر انسان مهاجری در سال های اول زندگی خود در محیط جدید با موقعیت‌ها و شرایط ناامیدکننده مواجه می‌شود و از خود می‌پرسد آیا من هم می‌توانم روزی دوباره طعم خوشبختی و موفقیت را بچشم؟ می‌توانم دوباره خانواده و بستگان را ملاقات کنم؟ می‌توانم خود را با این محیط جدید و مردمان آن وفق دهم؟

پس از مهاجرتم به آلمان با جامعه پیشرفته آلمانی آشنا شدم. از یک سو وقتی در بعضی خیابان‌ها قدم می‌زدم، میدیدم که رستوران‌ها و مغازه‌‌های ترکی و عربی در این خیابان‌ها به وفور دیده می‌شوند و حتی به زبان عربی و ترکی در این خیابان‌ها صحبت می‌شود و از طرف دیگر در جایی زندگی کردم که به من و انسا‌ن‌های دارای رنگ پوست متفاوت به چشم بیگانه و ناشناس دیده می‌شد. جامعه ‌‌آلمان گرچه به ما شانس‌ و موقعیت‌های جدید می‌دهد اما متاسفانه همیشه ما را به چشم یک مهاجر می‌نگرند. 

احساس بی‌وطنی و عدم تعلق به جامعه جدید، چالش بزرگی در زندگی هر مهاجری است که یا با پشت سر گذاشتن مشکلات، در نهایت بر آن فائق می آید  و یا هم منجر به افسردگی، احساس پوچی و خشم در وجود فرد می‌شود.

شاید اگر مردم بومی کشور مقصد درک می‌کردند که دوباره ازصفر شروع کردن، یاد گرفتن زبان، کار پیدا کردن یا تحصیل کردن و بدون وجود خانواده و دوستان زندگی کردن، چقدر مشکل و ناراحت کننده است، بهتر می‌توانستند با پناهندگان و وجودشان کناربیایند و به این افراد در مسیر غلبه بر این مشکلات کمک کنند تا پناهندگان هم سریعتر در این کشور جا بیفتند و این خود می توانست دلگرمی بزرگی برای پناهندگان باشد تا هر چه سریع تر خود را با جامعه جدید وفق دهند. در نهایت این تعامل و همکاری مشترک چه بسا سبب توسعه بیشتر اقتصادی و ایجاد امنیت و سلامت جامعه می‌گشت.

در برلین، شهری که من زندگی می کنم، ملیت‌ها متنوع هستند. رنگها و نژادهای گوناگون و زبان ها و پوشش های متنوع! اما آنها مشکلی در حفظ فرهنگ خود ندارند و طبق فرهنگ و سنت خود زندگی می کنند؛ از طرفی این مسئله به آنها کمک می کند که راحت تر با احساس غربت و تنهایی در کشور جدید کنار بیایند و از طرف دیگر وابستگی به فرهنگ و سنت، سبب کند شدن ادغام در جامعه جدید می شود و یا حتی باعث می گردد که چنین امری هرگز به وقوع نپیوندد. روش برخورد مهاجران با مسئله همزیستی و وفق با جامعه جدید متفاوت است؛ به عنوان مثال در میان مهاجران ایرانی مقاومت در مقابل تبادل فرهنگی کمتر است و بسیاری از آنها تلاش می‌کنند در جامعه جدید جذب شوند و با محیط سازگار شوند.

من به شخصه پس از مهاجرت به آلمان، با تلاش بی وقفه سعی بر آن داشتم تا خود را با محیط جدید وفق دهم. اولین قدم من در این راه شرکت در کلاس ها و کافه های زبان بود. در انجمن های گوناگون آلمانی و تئاتر شرکت کردم که منجر به دوستی من با چند آلمانی شد و من از کمک و مشارکت آنها بسیار بهره برده ام.

در نهایت به این نتیجه رسیدم که هرچه انسان تلاش کند خود را با فرهنگ جدید وفق دهد، درهای موفقیت بیشتری به روی او باز میگردد و انسان‌های بسیاری هستند تا او را در این راه همراهی کنند .

سلامتی، رفاه، ثبات و امنیت که از ویژگی‌های یک جامعه سالم و مقتدر است ،زمانی تحقق می‌یابد که فرهنگ همزیستی مسالمت آمیز در وجود هر یک از ما نهادینه شود؛ چه مهاجران و چه مردم بومی یک کشور باید در جهت همزیستی مسالمت آمیز و داشتن یک جامعه سالم تلاش کنند.

نوشته شده توسط
نوشته های بیشتر از نیلا شهبازی

آداب و رسوم عروسی ایرانی

مراسم عروسی ایرانی از آیین های مذهبی باستانی زرتشتیان گرفته شده و...
Read More